سلام، آماده بودم تا بيام و خوشی شب يلدا رو پيشاپيش باهات تقسيم کنم، حتی عکسش هم آماده بوده -از هندونه و آب زرشک شروع کن تا آخر- اما خبری رو بصورت تصادفی توی اينترنت ديدم که تلاشم برای عدم باورش نتيجه مطلوبی نداشت.
آيت الله منتظری درگذشت ...
اصلا خبر خوبی نبود، من برای مرگ کسی گريه نمیکنم. حتی چندان هم ناراحت نمیشم. اين روند طبيعی زندگی منه که مرگ رو يکی از المان های ميانی زندگی هر فردی بودنم. روندی که حتی وقتی پدر نازنينم رو ازم گرفت بازهم درش خللی ايجاد نشد. اما مرگ کسی که میدونی بودنش به نوعی پشتوانه يه جمعيت هست چيز جالبی نيست. قصد طرفداری از جريان يا گروهی رو ندارم، اما اين مرد جزو شجاعانی بود که تقريبا از هر چيز مادی و حتی معنويات وابسته به اون گذشت تا بتونه روزی در ذهن افرادی مثل من خاطره ای نيک باشه. چند لحظه پيش سری به سايتش زدم. يه بخش از خاطراتش رو خوندم. تو هم بخون ...