بيشتر ...
جستجو
درباره من
تماس با من
خبرنامه سايت
يادبودها
پيوند به سايت
ثبت در Favorite
خروجی های XML
خروجی های اطلاعات
نظر شما ؟
قالب جديد را چگونه می بينيد؟
شکيل و کاربردی
تنها زيباتر
تنها کاربردی تر
سنگين و ناموزون
بی تفاوت

۳۵ رای       ۲ نظر

ليست نظرسنجی ها
دوستان
يک پزشک
وبلاگ سازمانی فراز
فرهاد جعفری - نويسنده
توکای مقدس
پيپ خسته
امکانات
تبادل پيوند
ليست پيوند دوستان
نوشته ها
ليست نوشته ها
گروه های نوشته ها

جستجو

نمايه ها
ليست فتوبلاگ ها
گروه های فتوبلاگ ها
گروهی برای فتوبلاگ ها تا بحال ثبت نشده است.
گزارش ...
مطالب سايت
نوشته ها: ۱۸۰
نظرات: ۳۹۵
دنبالک ها: ۰
فتوبلاگ ها: ۰
نظرات: ۰
دنبالک ها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۶۸۵۳۴۵ صفحه
مشاهده امروز: ۳۵۵ صفحه
بيشترين مشاهده:
يک‌شنبه - ۶ خرداد ۱۳۸۶
تعداد: ۱۰۹۸ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۶ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
سه‌شنبه - ۳۱ فروردين ۱۳۸۹
تعداد: ۶۲ نفر
وبگاه شخصی جواد احمدزاده - مشاهده نوشته
خيريه محک
در محک، حتی کوچکترين ياری شما عشق می آفريند.
خيريه پيام اميد
NGO جهت سرپرستی از ايتام و مستمندان
پنج‌شنبه - ۱۲ مرداد ۱۳۸۵

شاید باورتون نشه ولی بهترین کادوی جشن تولدم رو از ریحانه عزیز گرفتم. (انشاالله بتدریج با این دوست خوب من هم آشنا خواهید شد)

کادو این شعره --سعی کنبد اونو آروم و با چشمای بسته بخونید--

شبی با مهتاب

من و مهتاب شبهای درازی ، انیس و مونسی جانانه بودیم
میان تیرگی های دل شب ، یکی شمع و یکی پروانه بودیم

من آن شب در کنار پنجره , باز نشستم تا مگر مهتاب آید
ولی در آن شب سرد غم آلود نیامد او که دل بر تاب آید

من از درد فراق همدم خود در آن شب گریه ها تا صبح کردم
به یاد صحبت شبهای دیرین ره ایمان به سوی کفر کردم

به یکدم سر کشیدم از می ناب ، چو نوشیدم شراب از جام مستی
فراموش همه ایام کردم ، رها کردم خود از دیگر پرستی

خیال خود رهانیدم ز مهتاب ، از عشق و از وفا و بی وفائی
رها گشتم ز زنجیر اسارت چو استقبال کردم از جدائی

جدائی عالمی دارد به مستی ، سبکبالم به رسم می پرستی
بنوش از می و آزاد از قفس باش ، تو پشت پا بزن بر کل هستی


http://ahmadzadeh.ir/blog/26
تعداد مشاهده: ۳۶۴ - نظرات بازدیدکنندگان: ۶
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 6 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
نظرات بازدیدکنندگان
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
زهرا
پنج‌شنبه - ۲۷ مهر ۱۳۸۵
جواد جان خوشبحالت ای کاش من هم میتونستم مثل همه دوستانت به موقع هدیه بدم
امکانات: پست الکترونيک وب سايت

مرسدس بنز از اصفهان
پنج‌شنبه - ۲۷ مهر ۱۳۸۵
open right click plz
امکانات: پست الکترونيک وب سايت

مرتضی بهمنی
پنج‌شنبه - ۲۷ مهر ۱۳۸۵
سلام به دوست عزیز جواد خان جان
انشالله که صد سال عمر کنی و همیشه هم هدیه های جالبی مثل این شعر بگیری .
متاسفانه دستم تنگه و گرنه یک هدیه هم من به شما می دادم ولی متاسفانه من هم از نظر مالی درویش مسلکم و هم از نظر عاطفی که بتونم بهتون شعری تقدیم کنم .
فقط بهتون میگم که شاد باش  سر زنده .

دوستدارت مرتضی بهمنی
امکانات: پست الکترونيک وب سايت

mehrdad
پنج‌شنبه - ۲۷ مهر ۱۳۸۵
Happy Birthday Javad
Have Good Wishes & ......
امکانات: پست الکترونيک وب سايت

خانه نشين
پنج‌شنبه - ۲۷ مهر ۱۳۸۵
بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.



در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد

باغ صد خاطره خنديد،

عطر صد خاطره پيچيد:



يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.



تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.

من همه، محو تماشاي نگاهت.



آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروريخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ



يادم آيد، تو به من گفتي:

-        ” از اين عشق حذر كن!

لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،

آب، آيينة عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!



با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!



روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“



باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم! “



اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...



اشك در چشم تو لرزيد،

ماه بر عشق تو خنديد!



يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم، نرميدم.



رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...



بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
امکانات: پست الکترونيک وب سايت

زهرا-م
پنج‌شنبه - ۲۷ مهر ۱۳۸۵
سلام آقای احمد زاده  اقا
من زهرا17 ساله  خواهر زاده ریحانه هستم .
لینک این وب لاگ را از مسنجر ریحانه گرفتم چون از من خواسته بود آف هاشو چک کنم
و از دوستاش تشکر کنم .
البته شعر بسیار احساسی و جالبی هست اما اگر خود شاعر با صدای خودش بخونه تازه متوجه معنا و مفهموم آن خواهید شد .از لطف شما هم خیلی ممنون که که این هدیه را به عنوان بهترین معرفی کردین .
امکانات: پست الکترونيک وب سايت

ثبت نظر
برای ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
تغيير زبان
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :cool:  :cry:  :embarassed:  :foot-in-mouth:  :frown:  :innocent:  :kiss:  :laughing:  :sealed:  :smile:  :surprised:  :tongue:  :undecided:  :wink:  :yell:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
مراجعه به: