يادش بخير که چه خوش بود و اما زود گذشت ..... يادم است که سايه پدر بر سرم بود، قريحه لطيفی داشت و ناظر تخلص می کرد و اين برايم معما می نمود ....... اما حالا می فهمم همه ناظريم حداقل بر باطن خود و کردار ديگران. از امروز اينجا نيز ناظر لقب دارد، حداقل بر ..... تو چه می گويی؟