<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#">

  <channel>
    <title>جواد احمدزاده - وبلاگ ها</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/</link>
    <description>وبگاه شخصی جواد احمدزاده</description>
    <dc:language>en-us</dc:language>
    <dc:creator></dc:creator>
    <dc:date>2012-02-05T19:13:14+03:30</dc:date>
    <admin:generatorAgent rdf:resource="" />
    <sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <sy:updateBase>2000-01-01T12:00+00:00</sy:updateBase>

  <item>
    <title>خودتان خوراک تان را بسوزانید</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/190</link>
    <description><![CDATA[سلام ، امروز برايم در حين آدرس دهی RSS Feed وبلاگ فراز مشکل نه چندان کوچک فيلتر بودن FeedBurner پيش آمد. از آنجا که تغيير نشانی خوراک (Feed) وبلاگ امری دور از انتظار نيست معمولا تمامی وبلاگ نويسان در حد نياز خودشان از چنين سرويس هايی استفاده می کنند ، خب من هم مستثنای امر نبودم. از آنجا که من مسئول راه اندازی وبلاگ شرکت بودم پس دست به کار شدم و مشکل را بعد از مقداری جستجو و پرسش رفع کردم. اگر شما هم چنين مشکلی داريد بد نيست راهی که من رفته ام را امتحان کنيد. در اينجا می توانيد راه حل مرا ببينيد.]]></description>
    <guid isPermaLink="false">190@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>فن آوری (رايانه و ...)</dc:subject>
    <dc:date>2011-12-01T14:13:45+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>پیمانکار مداری</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/189</link>
    <description><![CDATA[سلام
کلا آدمی نیستم که مشتری رو الکی اذیت کنم ، بیشتر چالش های من با مشتری عمدتا بر سر توقعات نامربوط و يا اقلام ناموجود و ناخواسته هست. خوب يا بد سعی می کنم از همون ب بسم الله با مشتری کاملا سنگ هام رو وا بکنم. برام هیچ اجباری نیست که قرارداد حتما توی 2 روز اول بسته بشه ، بوده قرارداد هایی که انعقادشون چند ماه طول کشیده اما طرفین از نتیجه کار راضی بودیم.
با ثبت فراز باید کمی هم سمت و سوی مستند کار کردن می رفتم که رفتم. شروع کردیم از مشتری های سابق و شخصی که پروژه شون به نوعی به شرکت منتقل شده بود در خصوص کارمون نظرسنجی کردن. خوب می خوام رو راست باشم ؛ خیلی جاها وقتی می نشستیم پای حرف مشتری ها تازه میفهمیدیم که چی میخوان و کارشون رو راه می انداختیم. بودن عزیزانی که با کمال ادب گفتن که نمیتونن یا نمیخوان که بهمون گواهی حسن انجام کار برای انتشار عمومی بدن و الخ. این وسط یه گروه جالب شامل 4 یا 5 مشتری هم بودن که عجیب ترین برخورد ها رو داشتن ؛ از تقاضای دریافت مبلغی معادل با 20% تا 50% قرارداد و يا پشتيبانی چند ساله رايگان !!
خوب تا همین الآن هم پشتمون حداقل به 35 تا گواهی حسن انجام کار از مراکز کاملا معتبری مثل چند تا وزارتخونه ، دو تا دانشگاه و چند تا شرکت خصوصی کاملا خوشنام و بزرگ گرم هست. اما بعضی مواقع به بعضی  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">189@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>برداشت آزاد</dc:subject>
    <dc:date>2011-11-05T18:08:17+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>يادداشت جلسات مهم کاری</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/188</link>
    <description><![CDATA[بعد از کلی روز باز هم سلام ، بی هیچ رو در بايستی بگم ؛ اگه امروز مرجان به روی شریف من نمی آورد اصلا این بلاگ روی آپديت رو به خودش نمی ديد !
امروز پر بود از قرار های کاری رنگ و وارنگ ، از یه وزارتخونه تا Start Up کاری یکی از دوستان عزيز. من معمولا تو جلسات به چند روش اطلاعات رو جمع آوری میکنم ...

حفظ می کنم : که معمولا واسه تک جلسه در روز کاربرد داره
با Voice Recorder ضبط می کنم
با i جان : iPhone يا iPad
... می نويسم !

البته اين نوشتن با نوشتنی که دوستان حرفه ای انجام ميدن بسی (با ذکر تشديد) فرق داره ، یه نگاه به scan متن يادداشت یکی از جلسات من بندازين ...

در اين متن با کلمه هايی مثل : ERP - IVR - POS - Tell - CRM - AICC - ISO 27001 - R&amp;D - RC - Agile - DTMF - Base Camp&nbsp; و يه مشت عدد روبرو می شيد ، حالا فکر می کنيد جلسه در مورد چه چيزی بوده؟ بقول يکی از حاضرين : رشته تحصيلی شما عميق ترين تاثير رو توی زندگی تون گذاشته !
دارم فکر می کنم که فردا روز توی فراز هم می تونم (می تونيم) همينطوری ادامه بديم؟ گمون می کنم اين مسئله قبل از اينکه به وقت ، تکنولوژی و يا خط خوب نياز داشته باشه به يه فرهنگ درونی نياز داره.
تا بعد ... (البته نه چندان طولانی !)]]></description>
    <guid isPermaLink="false">188@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>شخصی، روزانه ...</dc:subject>
    <dc:date>2011-10-16T14:59:08+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>معرفی يه هنرمند</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/187</link>
    <description><![CDATA[سلام ، قبل از هر چيزی بگم که واقعا دلم تنگ شده بود ! برای شما و حتی همين Backend سايت خودم. ناگفته نمونه که خبرای خوبی هم در جريان هست. از ادامه همکاری من و احسان (پيوند نامعتبر - 1) و کار های ثبت شرکت جديد و اتمام توسعه هسته پرتال و ... این روز ها حداقل دارم به خودم خيلی چيزا رو اثبات می کنم.
اگه يادت باشه یکبار هم اينجا در مورد علاقه ناخودآگاهم نسبت به دوران کودکی نوشته بودم ، اينبار اين علاقه خودش را به اين شکل نشون داد ...

نياز به توضيح تصوير نيست ولی خوب پر از سمبول هست برای من ، جای کارل گوستاو يونگ خالی ! مخصوصا اون طنابی که از ابر آويزونه و به زمين رسيده رو معنی کنه برامون ... من معمولا دوستام با بچه هاشون میان پيشم (2) ، واسه همين هميشه انواع و اقسام خوراکی جات و وسايل بازی رو دارم. تا مدت ها خيال می کردم اون چيزی که گذاشتم گوشه کمدم یه بسته مداد شمعی هست ، تا اينکه چند روز پيش واسه انجام کاری نياز به مداد شمعی داشتم ، واسه همين رفتم سراغشون و ديدم ای بابا ! خمير بازی خريدم .... هيچی ديگه ، نشستم زمين و کلی باهاشون بازی کردم ، حتی به عادت بچگی گازشون هم گرفتم و ... هنوز هم خيلی وقت ها دلم میخواد زمان به عقب برگرده و برم تو اون حال و هوا. ابدا از موقعیت فعلیم ناراضی نيستم اما فکر می کنم به اندازه ای که حقم بود بچگی  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">187@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>شخصی، روزانه ...</dc:subject>
    <dc:date>2011-07-27T19:16:37+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>مانیفست کاری من</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/186</link>
    <description><![CDATA[به جای مقدمه !مدتی بود میخواستم موقع بستن هر نوع تعهد (قول شفاهی یا قرارداد کتبی) یه ضمیمه هم به طرف مقابل تحويل بدم تا خدای نکرده فردا روز با هم سر یه سری مفاهیم پایه به مشکل نخوریم.]]></description>
    <guid isPermaLink="false">186@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>شخصی، روزانه ...</dc:subject>
    <dc:date>2011-05-24T15:22:40+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>حد و حدود - خصوصا کاری</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/185</link>
    <description><![CDATA[سلام ، تا حالا حتما برات پيش اومده که با شخصی رابطه ای رو شروع ميکنی -مثلا کاری- و بعد از مدتی این رابطه شکل دیگه ای به خودش میگیره -مثلا دوستی- ، بد نيست بدونی اين رابطه ها علاوه بر اينکه طول عمر زيادی ندارن ممکنه روی اصل کارتون (حالا ممکنه کار ، دوستی يا چيز دیگه ای باشه) هم تاثير منفی بذاره. نمونه همين مسئله تا حالا بار ها برای من پيش اومده. مثلا با شخصی رابطه عاطفی داشتم و این پاش به کار کشيده شده و هر دو تاش از بین رفته يا اينکه ماجرای .س. و بنياد .ن. که تا مدت های مديد نقل مجالس دوستانه من هم بود! ایرادی نداره که شما بعد های جدیدی به یک رابطه موجود اضافه کنید اما حتما حواست باشه که 100% منطبق با اصول (بقول یکی از دوستان کاملا strict) انجام بشه ، تجربه بهم ثابت کرده هر نوع رابطه ای که تنها بر اساس حس اعتماد ، دوستی ، عشق ، ترحم منتقل و تبدیل بشه میتونه مثل بمب ساعتی عمل کنه. شما شخصی یا رابطه ای رو براساس یک سری پارامتر مشحص قبول دارین (مثلا یه همکار کاردان) اما زمانی که شما توی ذهنت به این شخص-رابطه یه نمره کلی میدی لزوما معنیش این نیست که اون شخص-رابطه توی یه بعد دیگه (مثلا ایفای نقش به عنوان یه دوست شخصی) هم میتونه خوب و یا حداقل با همون نمره قبولی رفتار کنه. اينجاست که شما هم شروع میکنی به لگد ردن ! پس خواسمون  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">185@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>برداشت آزاد</dc:subject>
    <dc:date>2011-05-02T02:39:59+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>دروغ آوریل - گوگل</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/184</link>
    <description><![CDATA[حسابش رو کن که چقدر ذوق زده شدم ! حتی قبل از اینکه بخوام ببینم ماجرا از چه قرار هست رفتم نصف IEEE و Google رو شخم زدم ، نتیجه چی شد؟ این شد ...
&nbsp;

اطلاعات بیشتر :: http://www.google.com/mail/help/motion.html
&nbsp;
پ.ن :: عید همگی مبارک ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">184@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>مناسبت ها و مراسم</dc:subject>
    <dc:date>2011-04-02T03:52:31+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>زلزله ژاپن</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/183</link>
    <description><![CDATA[私はそれは私に人をつくる日本を愛して]]></description>
    <guid isPermaLink="false">183@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>شخصی، روزانه ...</dc:subject>
    <dc:date>2011-03-12T11:23:21+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>ورود و خروج کاری</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/182</link>
    <description><![CDATA[برخی مواقع تو با یک آشنایی نیمه عاشقانه وارد یک کار می شوی و با یک پاکت 14300 تومانی از آن خارج می شوی !]]></description>
    <guid isPermaLink="false">182@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>شخصی، روزانه ...</dc:subject>
    <dc:date>2011-02-24T04:45:46+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>من و مخابرات و این دل</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/181</link>
    <description><![CDATA[سلام، اگه ایران باشی میدونی و اگه نباشی شنیدی که این چند روز درگیری هایی وجود داشته. طبق معمول همون جریان معروف و مرموز سبز (1) سر مسئله ای ریخته تو خیابون و چند تا شعار داده ، نیروی انتظامی و مخلفات (2) هم زدن و کوبیدن و بردن و الخ. اگه منو بشناسی میدونی که من اصولا تو این جریانات نه سر پیاز میشم و نه ته پیاز چون کلا عقیده دارم تو اینطور موارد فقط بوی پیاز گیر آدم میاد (3) ، تنها ربط تعریف این ماجرا با این نوشته یه موردی هست که هم با کار من گره خورده و هم با اعصاب کلی آدم دیگه و احیانا جیب برخی. نگرفتی؟ دارم از همون بلایی صحبت میکنم که یه زمانی بصورت لنگر کشتی ظاهر میشد و تازگی ها بدون هیچ علت خاصی ... آ باریکلا :: منظورم همون اینترنت و مخابرات و ... هست !
من الآن یه سمتی جایی دارم که جزو شرح وظایفم راه اندازی ، نگهداری و بهره برداری از سامانه های آموزش مجازی هست. نيازی به گفتن نیست که کلاس های مجازی (Virtual Class) عموما بر پایه موتور flash نوشته و اجرا میشه. در واقع بحث Voice/Video Streaming چیزی نیست که بشه با Segmentation های عادی باهاش برخورد کرد واسه همین با flash (والبته یه نسخه داخلی که خودمون -با تاکید نقش خودم- که با فناوری JAVA ایجاد شده) پياده سازی میشه، تجربه کار با سيستم هایی مثل Adobe Connect يا DimDim يا WiZiQ هم شاهد این ماجرا. دل من از  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">181@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>شخصی، روزانه ...</dc:subject>
    <dc:date>2011-02-16T19:34:11+03:30</dc:date>
  </item>

  </channel>
</rss>
